
گاهي بايد نوشت از روزگارگاهي بايد ناليد در زير باره روزگار گاهي بايد نوميد شويم از معرفت در اين روزگارگاهي بايد اميد وار بود به مرام در اين روزگارگاهي بايد دل بريد از مردمانه اين روزگارگاهي بايد دلبست به عشق در اين روزگاردائما بايد بلاتكليف باشيم در اين روزگار انگار،جناق شكسته ايم با افكارمان دائما در اين روزگارگاهي شبمان روز و روزمان شب ميشوددر اين روزگارولي ما بايد انسان باشيم وكم كنيم روي،اين روزگار ...
ادامه مطلب
روزگار مرا ببخش ٬هزاران بار نفرینت کردم به خاطر تنگی روزگارونمی دانستم٬که تو خود از دست ما٬ نامردمان به تنگ آمده ای روزگار حلالم کن!!!...
ادامه مطلب
از زمین خوردن کسى شاد مشو که نمیدانى گردش روزگار براى تو چه در آستین دارد ... ...
ادامه مطلب