کلبه غم

متن مرتبط با «مرد و مردانگی مرد» در سایت کلبه غم نوشته شده است

تعطیل واس همیشه

  • توی این عشق بازنده بودم

  • نیلوبلاگ

    من از اول توی این عشق بازنده بودم...

    ادامه مطلب
  • غرورمو پات دادم

  • فراموش!

  • دوست دارم ...

  • سکوت ....

  • دیوونه میشم نباشی عزیزم

  • خدا ما رو برای هم نمیخواست ...

  • نیلوبلاگ

    خدا ما رو برای هم نمی خواست ..فقط می خواست همو فهمیده باشیمبدونیم نیمه ی ما مال ما نیست ..فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم تموم لحظه های این تب تلخ ..خدا از حسرت ما با خبر بودخودش ما رو برای هم نمی خواست ..خودت دیدی دعامون بی اثر بود چه سخته مال هم باشیم و بی هم ..می بینم میری و می بینی میرمتو وقتی هستی اما دوری از من ..نه میشه زنده باشم نه بمیرم نمیگم دلخور از تقدیرم اما ..تو میدونی چقدر دلگیره این عشقفقط چون دیر باید می رسیدیم ..داره رو دست ما می میره این عشق ...

    ادامه مطلب
  • می رسد روزی ...

  • "خـــداونـــدا"

  • نیلوبلاگ

    "خـــداونـــدا" "نـــگـــذار" "دلـ..ـتنــگــش" باشــم....!!!! "وقــتــیكــه" حــتــی در"خـــیالـــش" هـــم "نــیــستــــم"....!!!! ...

    ادامه مطلب
  • بگو حال منو داری ...

  • نیلوبلاگ

    رو به روی همیم بازم مثه قدیم یه قهوه ی تلخ رو میز که نداره طعمی شرو کن بگو توام حال منو داری یا که نه ، خیلی خوب و سرحالی بگو ، من که همش واسه حرفات پایه بودم به ظاهر خوب از درون تیکه پاره بودم بگو بازم مثه همیشه می شنوم من ولی بخدا نداری حرف بیشتر از من این منم بدیا تو خونم رخنه کردن چون مثه قدیم نیستم الان کوه دردم آدمی که از همه کس ضربه خورده و آرزوهای سینشم خیلی وقته مرده دوباره باز حرفای تکراری بگو شاید آروم شم ... بگو حال منو داری ...

    ادامه مطلب
  • انسان بودن...!

  • نیلوبلاگ

    هرچه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود...هرچه بیشتر دوست بداریم.بیشتر غصه خواهیم داشت...بیشتر فراق خواهیم داشتو تنهائی هایمان بیشتر خواهد شدشادیها لحظه ای و گذرا هستندشاید خاطرات بعضی از آنها تا ابد در یاد بماند...اما رنجها داستانش فرق می کندتا عمق وجود آدم رخنه می کندو ما هر روز با آنها زندگی می کنیمانگار که این خاصیت انسان بودن است.......

    ادامه مطلب
  • همیشه روراست باش

  • نیلوبلاگ

    راست می گفتی که دلسنگی و سنگی بیشتر در میان گوش ماهی های دریا نیستی پلک وجدان تو درخواب است حتی لحظه ای سر به زیر از بابت شرمندگی ها نیستی لااقل با من که نه، تو با خودت رو راست باش فکر من هستی هنوز آیا؟ بگو یا نیستی؟...

    ادامه مطلب
  • منو نمیخوای

  • نیلوبلاگ

    منکه نخواستم بگذرم ازت آسونتو خواستی برم از پیشت با چشم گریوناز تو فقط فاصله هاش سهم من بودزندگی با تو واسه من خیالو رویا بودتوی خوابم دیگه نمیبینم تروحالا که منو نمیخوای باشه بزار برومنم میسبارمد به اون که بالای سرهخودش جوابتو میده منو از خاطرت میبره ...

    ادامه مطلب
  • خودتو کوچیک نکن

  • نیلوبلاگ

    آدم باید بعضی وقتا به خودش سیلی بزنه و بگه احمق نمیخوادت اینقدر خودتو کوچیک نکن ...

    ادامه مطلب
  • دنیا دو روزه

  • نیلوبلاگ

    دنیا دو روز استیک روز با تو و یک روز علیه توروزی که با توست،مغرور نباشو روزی که علیه توست صبور باش ......

    ادامه مطلب
  • دوست دارم

  • نیلوبلاگ

    دوست دارم اندازه ی ستاره های آسموندوست دارم اندازه ی دستای گرمو مهربوندوست دارم به قدری که فقط خدا درک میکنهدوست دارم هزار هزاردوست دارم نفس نفسدوست دارم بی حد و بسدوست دارم به قدری که این دل بی قرار منبا عشق تو تالپ تولپ تند می زنهمن عاشق عشق توام ؛همیشه عاشق می مونمهمیشه هم تا پای جون شعرها برات میخونم...

    ادامه مطلب
  • پلاسکو ...

  • نیلوبلاگ

    در میان شعله های آتشاین غیرت و شرافت و مردانگی تو بودکه زبانه میکشید...در عجبمآن لحظه ای که جانت را کفِ دست گرفتیبه این فکر نکردی که فرزندانتاز گفتن " پدر " محروم میشوند..؟به این فکر نکردی که همسرتبا نبودن ات چه خواهد کرد..؟آسوده بخوابکه نامَتاز روی اتیکتِ لباسِ آتش نشانی پاک شدتا در آسمان این سرزمین حک شود.تو شهید شدیکه " از خود گذشتگی " زنده بماند. ...

    ادامه مطلب
  • نگون بخت

  • نیلوبلاگ

    روحم درد می کنددستانم با دست خوشبختی دست نخواهند دادسرد می شوم و سربی بازهمآیا نویدی هست؟افکارم را از خواب بیدار نکنیدپلک لحظه هایم را بیمار نکنیدچشم خسته ام را هوشیار نکنیدنگوئید نگون بختمحتی زمانیکه درد در وجودم پرسه می زندمن جهنمی نیستمنمی خواهم باور کنمکه دیر زمانیست مرده امشما متهم بودید نه منکسی چشمانش را به من ندادکسی خود را به من تقدیم نکردو سرانجام تن منحوس منتلخ و خشک و نگون بختهمه مغرور و بی حس بودندهمه می خواستند بمیرنددر این دایره بیهودگیخشونتسردردتهوعمن هم می خواستم عطر تنش را به وجود تلخم فرو ببرماما فرو رفتم!در منجلابی به نامهرگز ... ...

    ادامه مطلب
  • چه مي خواهي

  • نیلوبلاگ

    مرا از اين كه ميبيني پريشان تر چه مي خواهي از اين آتش به جز يك مشت خاكستر چه مي خواهي من از اوج نگاه تو به زير پايت افتادم بگو ديگر عزيز من بگو ديگر چه مي خواهي...

    ادامه مطلب